آش دندونی
دختر خوشگلم دیروز ۷ شهریور برات آش دندونی پختم و همه فامیلو دعوت کردم خونمون
کلی بهمون خوش گذشت و دخترم شیرینی مجلس بود
یک دیگ بزرگ آش برات پختم البته زحمتشو مامان جون کشید و همه هم دوست داشتن و دعا کردن دندونات راحت بیان بیرون قربونت برم
کلی هم لباس و کادو برات آوردن
پسر قشنگم برای تو هم وقتی ۶ ماهه بودی یعنی دوماه قبل از دراومدن دندونت پختم و همه رو دعوت کردم
بابایی می گفت برات سخته نمی خواد بپزی ولی من دلم نیومد برای دادایی پختم برای تو نپزم خوشگلم
من عاشق هردو فرشته های زندگیمم ![]()
هنوز نمی دونم چرا نمیشه عکس بزارم دراولین فرصت حتما برات عکستم می زارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آش دندونی
